روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
290
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
را آب دهند . در عين حال عدهء بسيارى خود عرضه كردند . ازين خودها و الواح پيش سينه را تيمور در آن روز به بسيارى از بزرگان دربار خويش هديه كرد . اين خودها همه گرد و بلند بودند و نوك بعضى از آنها به عقب برگشته بود و از جلو آن صفحهاى به پهناى دو بند انگشت تا زير چانه پايين ميآيد . اين صفحهء كوچك اخير را مىتوان بميل بلند كرد و پايين آورد . و فايدهء آن همانا حفظ صورت است در برابر ضربات شمشير . اين زرههاى پيشسينه شبيه به زرههاى ما اسپانيائىهاست . اما اينان پيراهن بلندى مىپوشند كه به غير از جنسى است كه در پيشسينه به كار رفته است اين زره پيش سينه به پايين شكم ميرسد و شبيه به نيمتنههاى ماست . چون پانزده روز از سمرقند بسوى چين برويد به كشورى مىرسيد كه مردم آن از « آمازونها » * هستند و اين زنها خو كردهاند كه هيچگاه مردى را به خود راه ندهند « 1 » . در فصل معينى در سال با موافقت پيران و سالخوردگان ، مادران جوان دخترهاى خود را بسرزمينى كه در كنار كشورشانست مىبرند ، در اينجا مردان از آنها دعوت مىكنند تا بخانهء آنان بيايند و دخترها به خانهء آن مردانى ميروند كه از شيوهء خوراك و آشاميدنى خانوادهء آنان خوششان ميآيد ، و در آنجا با آن مردان زندگى ميكنند . پس از مدتى همهء آنان بكشور خويش باز ميگردند . چون بار بر زمين نهادند و دوران بارورى و آبستنى بسر آمد ، اگر فرزند آنان دختر شد ، در خانه نگاه ميدارند و اگر پسر شد آن را نزد پدرش ميفرستند . اين آمازونها با آنكه در همسايگى قلمرو تيمور هستند ، باز در فرمان او نيستند ، بلكه از رعاياى امپراطور چين بشمارند و مسيحى هستند و پيرو رسوم و عادات كليسياى يونان . اينان همه از نژاد همان آمازونهائى هستند كه در روزگار باستان ، بهنگامى كه تروا بدست يونانيان ويران شد ، در برابر آن جنگيدند . در آنزمان در تروا دو ملت از آمازونها
--> ( 1 ) - آمازونها ( Amazones ) بر طبق افسانهها و اساطير يونانى زنانى بودند كه در جزيرهاى زندگى ميكردند و به هيچ مردى اجازهء ورود به آنجا را نميدادند . م